عزیز من،
حکایت دلتنگی من موقع نبودن تو از اون حکایتهاییه که هرچند همیشه اتفاق میفته اما هیچوقت تکراری نمیشه. الان بیشترین حسی که دارم دلتنگی عاشقانه است و انتظار اومدنت. اما نمیخوام اینجا فقط از دلتنگی بگم.
میخوام از عشق ابدی و جاودانه مون بگم. عشقی که هیچی، هیچی، نمیتتونه جای یک لحظه و یک ثانیه اش رو بگیره و واسه همینه که من این قدر دلم برای عشقم و لحظه های ناب عاشقیش تنگ میشه.
میخوام دوباره و صدباره بگم چقدر زیاد دوستت دارم، چقدر زیاد و با همه وجودم عاشقتم، چقدر زیاد و با همه احساسم بیتابتم و چقدر زیاد و با همه اشتیاقم منتظرتم.
بیا، دوباره بیا تا همه این محبت و عشق و بیتابی و اشتیاق رو به پات بریزم و ازت عشق و انرژی بگیرم. بیتاب اومدن و دیدن و بوسیدن و بوییدن و همه عاشقانه هامونم معشوق ابدی من...