برای طره گیسویت که "پیچ و تاب عاشقی" را به یادم می آورد
برای نگاه سبزت که آسمان را میشکافد تا جهان را از عشق سیراب کند
برای چشمانت ، که از کلام بی نیازند که خود سرشارند از گفته ها و نگفته ها
برای معصومیت کودکانه و شیرین صورتت که نافذ است و بی گناه
برای دستانت که راه هموار عشق را نشانه میروند
برای سینه هایت، که منشا و مبدا آرامشند و نوازش
برای بوسه هایت، که "حدیث مفصل" عشق را از "مجمل" ثانیه های چشم های فروبسته می خوانند
برای آغوشت، که پر از "بوسه" است و پر از "آرامش"
برای نوازش هایت بر موهای من، که معصومیتت را سخاوتمندانه هدیه میکند
برای نوازش هایت بر تن من،که جانم را بیدار میکند و عاشق تر از همیشه
برای بی فاصله بودن با صدای نفسهایت که مرا با تو یکی میکند و همسایۀ خدا
برای تنیدن در آغوشت ، که فرشته ها غبطه اش را میخورند
برای صدایت، که ترنم عشق است و نوازش و آغوش و بوسه و انسان
برای یکی شدن من با تو، تو با من و هر دو با آسمان
برای اشتیاق اولین بوسه در آغوش اول و دلتنگی آخر در نگاه وداعی چند ساعته
برای استقبال از وصال هنگامی که میرسم
برای بدرقۀ عاشقانه تا مقصد با چشمهایت وقتی که میروم
برای همۀ حرفهایی که از چشمانت و دستانت میخوانم
برای تو
برای عشق تو
برای همۀ اینها و همۀ چیزهای دیگر که گفتنی نیست و احساس میکنیم
بیتاب
بیتاب
بیتاب
بیتاب
بیتاب
بیتاب ......
بی قرار
بی قرار...بی قرار... بی قرار...عاشق....شیدا...واله....مجنون....لیلا...شیرین... فرهاد... انتظار...انتظار...انتظار...فردا...فردا...فردا...............